جانشین فرمانده پادگان که اصلا نمی خنیدازخنده روده برشده بود

خاطره ای ازمجید ایمان پورفرزندعلی اکبرمتولد1353

درآبان ماه سال 1376درپادگان شهید محمدمنتظری مربوط به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی کرمانشاه بودیم

آنجا بطورمستمربا ما آموزشی کارمیکردند.

یک شب ساعت سه نیمه شب جانشین پادگان که درجه او سرهنگ تمام مردی بسیار جدی بود،وکمترکسی تا حالا خنده اورا دیده بود.

واردآسایشگاه که نورکمی هم داشت شد.

یکی ازبچه هابه محض ورود جانشین درخواب صدازد الله واکبرپاینده رهبر.

این شعاردرحین رژه بچه ها که هرموقع رژه خوب میرفتندوازفرماندهی خیلی خوب می گرفتند گفته می شد.

اما این سرباز که درحال عمیق بود چنان طبیعی گفت که هیچ کسی فکر نمیکرد ایشان خواب باشند.

چانشین هم باشنیدن این شعاردست روی شکم خودگذاشته بودوشدت خنده روده برشده بود.